دنیای بدون ماه
تاریکخانه اشباح است
ماه من بیرون بیا از پشت ابرها !
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
در طلوع یک شعر
الهه مهر به من گفت:
خورشید مهربانی که غروب کند
پایان دنیاست !
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
میخواهم در خواب تماشایت کنممیدانم که شاید هرگز اتفاق نیافتدمیخواهم تماشایت کنم در خواببخوابم با توتا به درون خوابت درآیمچنان موج روان تیرهایکه بالای سرم میلغزدو با تو قدم بزنماز میان جنگل روشن
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
ای دوست
درازنای شب اندوهان را
از من بپرس
که در کوچه ی عاشقان تا سحرگاه
رقصیده ام
و طول راه جدایی را
از شیون عبث گام های من
بر سنگفرش حوصله ی راه
که همپای بادها
در شهر و کوه و دشت
به دنبال بوی تو
گردیده ام
و ساعت خود را
با کهنه ساعت متروک برج شهر
میزان نموده ام
ای نازنین
اندوه اگر که پنجه به قلبت زد
تاری ز موی سپیدم
در عود سوز بیفکن
تا عشق را بر آستانه درگاه بنگری
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
شما ای فرزندان آزادی! ای بی قراران قرار!نه به دام بیفتید و نه رام شوید!خانه ی شما نباید یک لنگر " بلکه باید یک دکل باشد.خانه تان نباید پوششی درخشان باشد زخم را" بلکه پلکی نگهبان چشم را!شما نباید بال
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
نه جویای نام بودیم و
نه به فکر احتکار نان
سراسر زندگی فقط در پی نان دویدیم
چرا که نامداران نان مان را آجر کرده بودند
و نام خود را آجرنما !
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پندار اسماعیلی